اطلاعات کامل درارتباط با کشور فرانسه
وحيد منوچهري
مقدمه:
چه بگويم وقتي واقعيتها آدم را فريب بدهند چه کارمي شود کرد؟ روزگاريست که حقيقت هم لباسي ازدروغ برتن کرده است وراست راست درخيابان راه مي رود... عشق نشسته است کنار خيابان ،کلاهي کشيده برسرودارد گدايي مي کند ومرگ، درقالب دخترکي زيبا ، گلهاي رز زرد مي فروشد. زندگي اما ، درلباس افسر پليس براي ماشين هاي تمدن سوت مي زند... همه اين ها دريک چيزمشترکند... بازيگراني که درهمه سکانسهاي زندگي يک چيزرا به نمايش مي گذارند:
پلاس کهنه انديشه را دور بايد انداخت
اگر همواره مانند گذشته بينديشيد،هميشه همان چيزهايي را بدست مي آوريد که تا بحال کسب کرده ايد.فاينمن
شبهاي پاريس shabhaye paris
شبهاي پاريس shabhaye paris
شبهاي پاريس shabhaye paris
شبهاي پاريس shabhaye paris
شبهاي پاريس shabhaye paris
شبهاي پاريس shabhaye paris
شبهاي پاريس shabhaye paris
شبهاي پاريس shabhaye paris
شبهاي پاريس shabhaye paris
شبهاي پاريس shabhaye paris
شبهاي پاريس shabhaye paris
شبهاي پاريس shabhaye paris
شبهاي پاريس shabhaye paris
شبهاي پاريس shabhaye paris
شبهاي پاريس shabhaye paris
شبهاي پاريس shabhaye paris
شبهاي پاريس shabhaye paris
شبهاي پاريس shabhaye paris
شبهاي پاريس shabhaye paris
شبهاي پاريس shabhaye paris
شبهاي پاريس shabhaye paris
شبهاي پاريس shabhaye paris
شبهاي پاريس shabhaye paris
درس زندگي... شبهاي پاريس shabhaye paris
**************************
پرسيد: تصاوير وحيد منوچهري تصاوير شبهاي پاريس تصوير وحيد منوچهري تصوير شبهاي پاريس فرانسه
به خاطر كي زنده هستي؟ با اينكه دلم مي خواست با تمام وجودم داد بزنم "بخاطر تو" بهش گفتم به خاطر هيچ كس. پرسيد پس به خاطر چه زنده هستي؟ با اينكه دلم فرياد ميزد "به خاطر تو" با يك بغض غمگين گفتم به خاطر هيچ چيز. ازش پرسيدم تو به خاطر چي زنده هستي؟ در حاليكه اشك تو چشمانش جمع شده بود گفت به خاطر كسي كه به خاطر هيچ زنده است.
" در این دنیا از دو راه می توان موفق شد ؛ یا از هوش خود و یا از نادانی دیگران " . لابرویرپاريس
" زناشویی عبارتست از سه هفته آشنایی ، سه ماه عاشقی ، سه سال جنگ و سی سال تحمل " . ویلیام تن
زيبائي...
"وقتي که گل نرگس مُرد،گل هاي دشت افسوس خوردند واز رودخانه قطرات آب خواستند تا براو بگريند.رودخانه به آنها گفت:" آه! اگرهمه قطره هاي آب من اشک مي شد،بازبراي اينکه خودم برمرگ نرگس بگريم کافي نبود: من اورا دوست داشتم. " گل هاي دشت گفتند: آه چطور ممکن بود که تو نرگس را دوست نداشته باشي؟ اوزيبا بود!رودخانه پرسيد :زيبا بود؟ گلها گفتند:چه کسي بهترازتو مي توانست اين را بداند.هرروزسربه سوي تو خم مي کرد وزيبائي اش را درآئينه آب هاي تو مي ديد...شبهاي پاريس
رودخانه جواب داد: من او را دوست داشتم که وقتي به سوي من خم مي شد انعکاس آب هايم را درچشمان اومي ديدم...
دانلود عکس شبهاي پاريس
براي کشتن يک پرنده يک قيچي کافي ست. لازم نيست آن را در قلبش فرو کني يا گلويش را با آن بشکافي. پرهايش را بزن... خاطره پريدن با او کاري مي کند که خودش را به اعماق دره ها پرت کند ...
قدر دست هایم را بیشتر دانستم و قدر چشم هایم را و تازه فهمیدم چه شكوهی دارد... ایستادن بر روی دو پا آن لحظه كه...به زمین خوردم!!!
بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند.تارموي توست اما ريشه ي عمر من است
دير گاهيست كه تنها شده ام قصه غربت صحرا شده ام وسعت درد فقط سهم من است بازهم قسمت غم ها شده ام دگر آيينه ز من بي خبر است كه اسير شب يلدا شده ام من كه بي تاب شقايق بودم همدم سردي يخ ها شده ام كاش چشمان مرا خاك كنيد تا نبينم كه چه تنها شده ام....
شبهاي پاريس
دلم تنگ است دلم اندازه حجم قفس تنگ است سکوت از کوچه لبریز است صدایم خیس و بارانی است نمی دانم چرا در قلب من پاییز طولانی است
وحيد منوچهري
عشق کنار هم ایستادن زیر باران نیست...!!! عشق این است که یکی برای دیگری چتر شود و دیگری هرگز نفهمد چرا خیس نشد.
دانلود رايگان کتاب دانلود رايگان کتاب
ویلیام شكسپیر میگه : زمانی كه فكر می كنی تو 7 تا آسمون 1 ستاره هم نداری یكی یه گوشه دنیا هست كه واسه دیدنت لحظه شماری می كنه...
اي كاش كودك بودم ،تا بزرگ ترين شيطنت زندگيم نقاشي روي ديوار بود. اي كاش كودك بودم ، تا از ته دل مي خنديدم، نه اينكه مجبور باشم همواره تبسمي تلخ بر لب داشته باشم. اي كاش كودك بودم ، تا در اوج ناراحتي و درد با يك بوسه تو، همه چيز را فراموش مي كردم
آغوش پاركينگي است كه جريمه ندارد . . . . بوسه تصادفي است كه خسارت ندارد
زندگي مثل يه ديكته اس هي مي نويسيم، هي غلط مي نويسيم، هي پاك مي كنيم دوباره هي مي نويسيم، هي پاك مي كنيم غافل از اينكه عزرائيل داد ميزنه: برگه ها بالا .
فراموش كن آنچه را كه نمي تواني به دست بياوري و بدست آور آنچه را كه نميتواني فراموش كني .ويکتورهوگو
شبهاي پاريس shabhaye paris
آنگاه كه ضربه هاي تيشه زندگي را بر ريشه آرزوهايت حس مي كني، به خاطر بياور كه زيبايي شهاب سنگها از شكستن قلب ستارگان است.
اگه يه روز بغض گلوت رو فشرد ؛ ...خبرم كن ... بهت قول نميدم كه ميخندونمت .ولي مي تونم باهات گريه كنم ...اگه يه روز خواستي در بري ...حتماً خبرم كن ،قول نميدم كه ازت بخوام وايسي .اما مي تونم باهات بيام ...اما اگه يه روز سراغم رو گرفتي ...و خبري نشد ...سريع به ديدنم بيا ...حتمآ بهت احتياج دارم *** تقديم به همدم وهم صحبت خوبم***
شبهاي پاريس شبهاي پاريس شبهاي پاريس شبهاي پاريس شبهاي پاريس
شب را دوست دارم! چون ديگر رهگذري از كوچه پس كو چه هاي شهرم نمي گذرد تا سر گرداني مرا ببيند . چون انتها را نمي بينم .تا براي رسيدن به آن اشتياقي نداشته باشم شب را دوست دارم چون ديگر هيچ عابري از دور اشك هاي يخ زده ام را در گوشه ي چشمان بي فروغم نمي بيند شب را دوست دارم به اندازه ي تمام عشق هاي دروغين، با آفتاب قهرم چرا شبها به ديدارم نمي آيي ...
آبي تر از آنيم كه بي رنگ بميريم/ از شيشه نبوديم كه با سنگ بميريم/ تقصير كسي نيست كه اين گونه غريبيم/ شايد كه خدا خواست كه دلتنگ بميريم
شبهاي پاريس
انسان با سه بوسه تكميل مي شود 1-بوسه مادر كه با آن پا به عرصه خاكي مي گذاري 2- بوسه عشق كه يك عمر با آن زندگي مي كني 3- بوسه خاك كه با آن پا به عرصه ابديت مي گذاري .
دانلود آهنگ دانلود عکس دانلود موزيک ويديو جملات زيبا و عاشقانه
هميشه غمگين ترين و رنجورترين لحظات انسان توسط كسي ساخته مي شود كه شيرين ترين و شاد ترين لحظات را براي او ساخته است.
اگر از پايان گرفتن غم هايت نا اميد شده اي ، به خاطر بياور زيباترين صبحي كه تا به حال تجربه كرده اي مديون صبرت در برابر سياهترين شبي هستي كه هيچ اميدي براي تمام شدنش نمي ديدي.
دوستي شوخي سرد آدمهاست بازي شيرين گرگم به هواست واسه كشتن غرور من و تو دوستي توطئه ثانيه هاست
زندگي قشنگه اگه با تو باشه... مرگ قشنگه اگه براي تو باشه... دلتنگي قشنگه اگه به خاطر تو باشه... من قشنگم اگه با تو باشم اما تو هرجور كه باشي قشنگي .
مهرباني را در نگاه منتظر كودكي ديدم كه آبنباتش را به دريا انداخت تا آب شيرين شود .
شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت اي عاشق بيچاره فراموش شوي... سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد گفت طولي نكشد تو نيز خاموش شوي .
شبهاي پاريس
نجوم نخوندم, ولي مي دونم تو هفت آسمون يه ستاره ندارم... ***** فيزيك نخوندم, ولي مي دونم « هر عملي را عكس العملي است...» غير از عشق من به تو و مي دونم كه واحد اندازه گيري عشق, ژول و كالري و وات و... نيست ***** زيست شناسي نخوندم, ولي مي دونم قلب همون دله كه مي تونه براي يه نفر تنگ بشه يا تندتر بزنه .
فقط موجهاي دريا هستند كه عاشقن آره فقط اونا هستن با اينكه ميدونن اگر برسن به ساحل ميميرن بازم بيقرار رسيدنن.
وقتي نااميد شدي به ياد بيار كسي رو كه تنها اميدش تويي وقتي پر از سكوت شدي به ياد بيار كسي رو كه به صدات محتاجه وقتي دلت خواست ازغصّه بشكنه به ياد بيار كسي رو كه توي دلت يه كلبه ساخته .
زيباترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد، باوفاترين دوست به مرور زمان بيوفا شد، اين پرپر شدن از گل نيست و اين بي وفايي از دوست نيست، از روزگار است...
هميشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر آنقدر شهامت داره كه هر وقت دلش ميگيره جلوي همه گريه كنه .
دانلود اهنگ دانلود موزيک ويديو جملات زيبا و عاشقانه
" جملات زيباي خود را در قسمت نظرات که در انتهاي صفحه موجود است ثبت کنيد. "
خدايا: من گمشده ي درياي متلاطم روزگارم و تو بزرگواري! پس اي خدا! هيچ مي داني كه بزرگوار آن است كه گمشده اي را به مقصد برساند ؟ تا ابد محتاج ياري تو ، رحمت تو ، توجّه تو ، عشق تو ، گذشت تو ، عفو تو ، مهرباني تو ، و در يك كلام ... محتاج توام !
دوست داري بگم ميخواهم هر روز صبح با صدات بيدار شم بعد بگم با ساعتم بودم ؟ دوست داري بگم چرا رفتي بعد بفهمي با برق بودم ؟ دوست داري بگم هر جا باشي پيدات ميكنم بعد بفهمي با دسته كليدم بودم ؟ دوست داري بگم دوست دارم بعد فكر كني ... نه ديگه – اين دفعه با خودت بودم
بوسه تنها تصادفي است كه پليس راه ندارد. درياي غم تنها دريايي است كه ساحل ندارد. قلب تنها چيزي است كه شكستنش صدا ندارد. عاشقي تنها دردي است كه درمان ندارد .
شبهاي پاريس
در دادگاه عشق ... قسمم قلبم بود وكيلم دلم و حضار جمعي از عاشقان و دلسوختگان. قاضي نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام كرد و پس محكوم شدم به تنهايي و مرگ . كنار چوبه ي دار از من خواستند تا آخرين خواسته ام را بگويم ومن گفتم به تو بگويند ... دوستت دارم .
شبهاي پاريس shabhaye paris
ميگويند سه چيز زاده عشق نيست: جدايي، سفر، فراموشي، ولي آن زمان كه تو مرا تنها گذاشتي و فراموشم كردي من لحظه لحظه عاشقت شدم .
دوست آن نيست كه هر لحظه كنارت باشد، دوست آن است كه هر لحظه به يادت باشد.
شبهاي پاريس shabhaye paris
عشق يعني كوچك كردن دنيا به اندازه يك نفر يا بزرگ كردن يك نفر به اندازه دنيا!
شبهاي پاريس
عشق يعني دستهايم ماله توست/ چشمهاي خسته ام دنبال توست/ عشق يعني ما گرفتار هميم / دوستدار هم طرفدار هميم/ هرچه ميخواهد دلش آن مي كند ميكشد مارا و كتمان ميكند/ عشق غير از تاولي پر درد نيست/ هركس اين تاول ندارد مرد نيست/ آمدم تا عشق را معنا كنم/ بلكه جاي خويش را پيدا كنم/ آمدم ديدم كه جاي لاف نيست/ عشق غير از عين و شين و قاف نيست/
" اگر قرار است براي چيزي زندگي خود را خرج كنيم ، بهتر آن است كه آنرا خرج لطافت يك لبخند و يا نوازشي عاشقانه كنيم " . شکسپير
دل آدما به اندازهی حرفشون بزرگ نيست امّا اگه حرفشون از دل باشه ، ميتونه بزرگترين آدم رو بسازه.
شبهاي پاريس shabhaye paris
شيشه اي مي شكند... يك نفر مي پرسد...چرا شيشه شكست؟ مادر مي گويد...شايد اين رفع بلاست. يك نفر زمزمه كرد...باد سرد وحشي مثل يك كودك شيطان آمد. شيشه ي پنجره را زود شكست. كاش امشب كه دلم مثل آن شيشه ي مغرور شكست، عابري خنده كنان مي آمد... تكه اي از آن را برمي داشت مرهمي بر دل تنگم مي شد... اما امشب ديدم... هيچ كس هيچ نگفت غصه ام را نشنيد... از خودم مي پرسم آيا ارزش قلب من از شيشه ي پنجره هم كمتر است؟دل من سخت شكست اما، هيچ كس هيچ نگفت و نپرسيد چرا ...
شبهاي پاريس
" شايد مانند كودكي باشيم كه در كنار دريا با سنگ ريزه ها و صدفهاي زيبا بازي مي كند اما غافل از آنيم كه دريايي بس بزرگ و اقيانوسي بي كران در مقابل ديدگانمان وجود دارد كه در اعماق آن اسرار عظيم و شگفت انگيز نهفته است " . نيوتن
زندگي سه چيز است: اشكي كه خشك ميشود! لبخندي كه محو ميشود!يادي كه ميماند و فراموش نميشود .
عاشقت خواهم ماند..............بي آنكه بداني. دوستت خواهم داشت ................بي آنكه بگويم . درد دل خواهم گفت............بي هيچ كلامي . گوش خواهم داد ....................بي هيچ سخني . در آغوشت خواهم گريست.......بي آنكه حس كني . در تو ذوب خواهم شد ...........بي هيچ حرارتي . اين گونه شايد احساسم نميرد
آسمان را بنگر و به سكوت پر رمز و رازش بيانديش ستاره ي خود را در آسمان زندگيت پيدا كن و به سمت آن ستاره حركت كن. نگران راه مباش، آنكه ستاره را براي تو آفريد راه رسيدن به آن را نيز نشانت خواهد داد.
خداوند به سه طريق به دعاها جواب مي دهد:او مي گويد آري و آنچه مي خواهي به تو مي دهد.او ميگويد نه و چيز بهتري به تو مي دهد.او مي گويد صبر كن و بهترين را به تو مي دهد.
شبهاي پاريس
ميترسيم يا نميترسيم.....
از سوسک میترسیم از له کردن شخصیت دیگران مثل سوسک نمیترسیم !
از عنکبوت میترسیم از این که تمام زندگیمون تار عنکبوت ببنده نمیترسیم !
از گم کردن سکه هامون میترسیم ازسکه یه پول کردن دیگران نمیترسیم !
از شکستن لیوان میترسیم از شکستن دل آدما نمیترسیم!
از خواب موندن میترسیم از عمری که همه به خواب سپری شد نمیترسیم !
از وقت کم آوردن میترسیم ازهدر رفتن وقتی که داریم نمیترسیم !
از اینکه یه روز تموم بشیم میترسیم از اینکه تموم نشده بی مصرف شیم نمیترسیم !از اینکه آدما فراموشمون کنند میترسیم از اینکه خدا از یادمون بره نمیترسیم ...
شبهاي پاريس
.........................جملات ماندگار
شکسپير: غروربزرگترين نعمتي است که خداوند به مردم ضعيف هديه کرد.
لویی گینسبرگ : برای پیدا کردن یک دوست باید یک چشمت را ببندی و برای ادامه دوستی هردو را.
روسن پير: نابينا کسي نيست که نتواند ببيند،يا نتواند بخواند وبنويسد،بلکه کسي است که زيبايي را نشناسد.
اسکاروايلد: هنرمند بايد هنر را آشکار وخود را پنهان بدارد، اين است هدف هنر.
کي چسترتن: سکوت،حاظرجوابي غيرقابل تحمل است .
لاروشفوگو: دهان زشت گو را با خاموشي وقاربايد بست.
اپيکيتت: اعتقاد به بخت وقسمت بدترين نوع بردگي است.
بالانش: اگرهرروز راه را عوض کني هرگزبه مقصد نخواهي رسيد.
جونس: بهترين انتقام ها فراموشي وبخشش است.
ناپلئون: کم دانستن وپرگفتن مثل نداشتن وزياد خرج کردن است.
فيثاغورث: خشم با ديوانگي آغازمي شود وبا پشيماني پايان مي پذيرد.
اديسون: نبوغ يعني يک درصد الهام و99 درصد تلاش بي وقفه.
جرج فارکوهار: اشخاص کم اطلاع،مطيع ترين انسانها هستند.
داگ هامرشکولد: حقيقت آنقدرساده است که پيش پا افتاده مي پندارند.
کارل مارکس: دنبال علايقت باش وتوجهي به چرنديات ديگران نداشته باش.
آريستوپوس: توانايي ذاتي بدون آموزش مثل درخت بدون باراست.
لابروير: سخاوت درزياد دادن نيست به موقع دادن است.
گيبون: معاشرت بردانايي مي افزايد ولي تنهايي مکتب نبوغ است.
ولتر: زندگي کوچک تر ازآن است که کوچک شمرده شود.
اگوست: شرم براي زن زيبايي وبراي مرد فضيلت است.
شاتو بريان :سعادت مانند توپ فوتبال است وقتي از ما دور مي شود دنبال آن مي دويم و وقتي مي ايستد با يك ضربه آنرا از خود دور مي سازيم .
افلاطون: دانا نادان را مي شناسد زيرا خود زماني نادان بوده است،اما نادان دانا را نمي شناسد چرا که هرگز دانا نبوده است.
لابروير: براي خنديدن آن قدر صبر نکنيد تا حتمآ خوشحال شويد چون در اين صورت ممکن است تا پايان عمر نخنديد.
قرآن کريم: حقا که انسان سرکشي مي کند،همين که خود را بي نيازپندارد.
شبهاي پاريس
وحيد منوچهري
* زندگي معلم بي رحميست که اول امتحان ميکند بعد درس ميدهد!
شبهاي پاريس
وحيد منوچهري--------------------------
دراينجا مطلبي را از قول اسکاروايلد براي شما مي نويسم که هروقت آن را مي خوانم احساس عجيبي به من دست مي دهد،دوست دارم احساس شما را هنگام خواندن اين مطلب بدانم، پس با دقت بخوانيد:
وقتي که مسيح خواست به " ناصره " بازگردد، ناصره چنان تغييرکرده بود که او شهرخود را نشناخت.ناصره اي که مسيح درآن زيسته بود، شهري بود پر از اشک و آه ،واين شهر تازه آکنده بود ازطنين خنده و آواز.
ومسيح وقتي وارد شهر شد بردگان را ديد که با باري از گــُل به سوي پلکان مرمري يک خانه سفيد مي شتابند.مسيح وارد خانه شد ودر صدر تالاري از سنگ يشم مَردي را ديد که دربَستري ارغواني دراز کشيده، موهاي آشفته اش غرق درگـُلهاي سرخ ولبانش ازشراب قرمز رنگ است.مسيح به اونزديک شد و دست برشانه اش زدوگفت: چرا اين طور زندگي مي کني؟ مرد برگشت و او را شناخت وجواب داد: من جذامي بودم، تومرا شفا دادي چرا طور ديگري زندگي کنم؟ " مسيح از آن خانه خارج شد".درکوچه زني را ديد که چهره ولباسهايش رنگ آميزي شده بود وکفش هاي مرواريد به پا داشت وپشت سر او مردي راه ميرفت که از چشمانش هوس مي ريخت.ومسيح به مرد نزديک شد ودست به شانه اش زدو به او گفت: چرا دنبال اين زن افتاده اي و او را اين طورنگاه ميکني؟ مرد برگشت و او را شناخت وجواب داد: من کور بودم، تو مرا شفا دادي.بهتراز اين چه چيز را نگاه کنم؟ ومسيح به زن نزديک شد وگفت: اين راه که تو مي روي راه گناه است، چرا به اين راه ميروي؟ زن او را شناخت وخنده کنان گفت: راهي که ميروم لذت بخش است و توهمه گناهان مرا بخشيده اي." آنگاه مسيح احساس کرد که قلبش از اندوه آکنده شده است وخواست آن شهر را ترک کند". اما وقتي که بيرون ميرفت، درکنارخندق هاي شهر جواني را ديد که نشسته است و گريه ميکند. مسيح به اونزديک شد، دست به موهاي مجعد او کشيد وگفت: دوست من چرا گريه ميکني؟
و" اليعازر" به بالا نگاه کرد و او را شناخت وجواب داد: من مرده بودم تو مرا ازنو زنده کردي مي خواهي چه کارديگر کنم؟
شبهاي پاريس
زندگي يعني:
زندگی کردن در زمان حال یادگیری از گذشته برنامه ریزی برای آینده اگر یک پایه را بردارید سه پایۀ زندگی واژگون می شود.
كيفيت زندگي شما ، صرف نظر از اينكه در چه حوزه اي كار ميكنيد ، بسته به اين است كه تا چه حد خود را متعهد ميدانيد در كار خود بهترين باشيد.وينس لومباردي
شماره تماس خوانندگان
همین که متوجه کارایی شدی که نباید می کردی ، همین که ناراحت شدی و همین که پشیمونی باید خوشحال باشی و خدا رو شکر کنی که دلت هنوز سفیده که می تونی لکه های سیاه رو روش ببینی . مث یه راننده که پیچ و خم های جاده باعث می شه خوابش نبره ، پیچ و خم های زندگی هم باعث می شه تو خوابت نبره .
به ياد داشته باش :
.............به خدايت نگو که چقدر مشکلاتت بزرگ است ،
.............به مشکلاتت بگو که چقدر خدايت بزرگ است .
عشق
اگر روزي مُردم تابوتم را سياه کنيد تا همه بدانند سياه بخت بودم.برروي سينه ام تکه يخي بگزاريد تا به جاي معشوقم برايم گريه کند.چشمانم را باز بگزاريد تا همه بدانند چشم انتظار معشوقم بودم.وآخرين خواسته ي من از شما اين که دستانم را ببنديد تا همه بدانند خواستم ولي نتوانستم.
دانلود آهنگ هاي جديد دانلود آهنگ هاي جديد آهنگ هاي جديد دانلود آهنگ هاي جديد دانلود آهنگ هاي جديد دانلود آهنگ هاي جديد دانلود آهنگ هاي جديد دانلود موزيک ويديو عکس دانلود موزيک ويديو موزيک ويديو دانلود عکس عکس عکس عکس عکس عکس آهنگ آهنگ آهنگ موزيک ويديو دانلود رايگان کتاب رايگان کتاب رايگان کتاب رايگان کتاب رايگان کتاب رايگان کتاب رايگان مختلف بازيگران هاليوود فول آلبوم فول آلبوم فول آلبوم طالعبيني طالعبيني جملات عاشقانه و رمانتيک جملات عاشقانه و رمانتيک جملات عاشقانه و رمانتيک جملات عاشقانه و رمانتيک جملات عاشقانه و رمانتيک تبليغات رايگان تبليغات رايگان تبليغات رايگان تبليغات رايگان تبليغات رايگان تبليغات رايگان آگهي آگهي درخواستهاي خود را درقسمت نظرات که درانتهاي صفحه موجود است وارد کرده تا به ايميل شما فرستاده شود.
تبلیغات، آگهی ها و نیازمندی های رایگان
شبهاي پاريس جملات زيبا عاشقانه عشق